تبليغاتX
آکام امید زندگی
آکام امید زندگی


 
من زاده شدم به عشق مادر
پرورده شدم به عشق مادر
در دامن او شدم چنین نور
پیوسته شدم به عشق مادر
بوی تن او بهار هر فصل
بشکفته شدم به عشق مادر
تعلیم نمودیم بیاموز
وارسته شدم به عشق مادر
از رنج زمان عبور دادی
نی خسته شدم به عشق مادر
آموخت مرا صبور باشم
دل بسته شدم به عشق مادر
هر ملک به زیر پای مادر
گل دسته شدم به عشق مادر
چون داد مرا ز شیره جان
لب بسته شدم به عشق مادر
در ساحل قلب بی کرانش
وابسته شدم به عشق مادر
او رفت و سکوت من فرو ریخت
شاعر: امید ارجمندی
روز مادر بر تمامی مادران دنیا مبارک باد

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 10:38 توسط آکام صفری|


عزیز جانم زسفر باز آمد

  شکر دهانم زسفر بازآمد


آکام آمد

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 18:52 توسط آکام صفری|


دیروز عصر ساعت 9 که خسته ازسر کار به خونه رسیدم دایی آکام تماس گرفت و گفت: در نظر دارم روز چهارشنبه صبح اکام ومامانش را بیارم اراک ما هم که پیش تر از این خیلی اتفاق افتاده که این آمدن ها چند روز به تاخیر می افته با شک وتردید گفتیم باشه زحمت می کشید لطف می کنی .طی تماسی که والده محترم آکام داشتیم خبر را از بیخ وبن تکذیب کرد وگفت حالا اینجا هستیم شما هم که دو گروه بازرس مالی داری وکلا تمام روز خونه نیستی بیاییم چکار فعلا خوش می گذره وطی صحبت کوتاهی هم که با آکام داشتیم ایشان تمام حرف های مادرش را تکذیب کرد وگفت بابایی بیا ما را ببر خونه خودمون اینجا اصلا خوش نمی گذره(اینجا دیگه خیلی بی انصافی کرد) وگفت بابایی 3تا سک سک بزرگ بخر 2تا تکدانه بخر 3تا ایستک بخر ویک ماشین گنده بخر من دارم میام اینجا دایی اذیتم می کنه (برعکس دایی محمد آکام را خیلی خیلی دوست داره)من هم گفتم باشه بابایی میام دنبالت

نتیجه گیری: خدایا این دروغ که گفتن راست باشه وزودتر برگردن دیگه اینقدر غذای بیرون خوردم حالم از هر چی رستوران وغذاپزی وفست فوت بهم میخوره البته دلم هم خیلی خیلی براشون تنگ شده خدایی اینو دیگه راست گفتم نرین آتیش بسوزونید ما را از این هم که هست بیچاره تر کنید

نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 12:59 توسط آکام صفری|


امروز 6روزه که آکام ومادرش رفتن مسافرت البته منظور از مسافرت رفتن کرمانشاه خونه پدر بزرگ های آکام ومن بیش از اندازه دلتنگم ودیروز خودم برای یک ماموریت اداری رفتم کرمانشاه ونتونستم یعنی اصلا فرصت نشد ومضاف بر این 2نفر از همکاران همراهم بودند ونتونستم تا زادگاهم بروم واونها وپدر ومادرم وپدر مادر همسرم را ببینم واقعا دلم برای همشون تنگ شده فقط می تونم بگم شرمنده ام

می خواهم براشون اینجا بنویسم که:

بهترین آهنگ زندگی من تپش قلبهای شماست

واقعا تا چشم کار می کند جای شما خالیست

این جمله هم تقدیم به همسر عزیز ومهربانم:

تنهایی یعنی :

ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 11:51 توسط آکام صفری|


سلام وصد سلام

خواهش می کنم مرا ببخشید لطفا عفو بفرمائید

با تاخیر فراوان حال واحوالتون چطوره خوب وخوش وسر حالید

این همه تاخیر سه دلیل داشت که به ترتیب می گویم:

اول از همه کم لطفی بابایی بی معرفت

سومی که از دومی مهمتره کم وقتی بابایی بی معرفت که همش درگیر اداره واون معاونت کوفتیش بود

دومی که از دو تای دیگر مهمتره بابایی بی معرفت سرش تو یک وبلاگ دیگه گرمه وما را فراموش کرده

واما چهارمی که تو تعداد دلایل نیاوردمش :متاسفانه ما تعطبلات خیلی با حالی داشتیم وجاهای دیدنی زیادی رفتیم وخیلی هم بهمون خوش گذشت ولی متاسفانه کم حواسی مامانی والبته بابایی بی معرفت باعث شد که دوربین عکاسی تو اراک جا بمونه وما هم با لب ولوچه اویزون حسرت یک قطعه عکس را بخوردیم

به هر حال امیدوارم این 41 روزی که از سال جدید رفته به همه شما عزیزان خوش گذشته باشه از همه خاله های مهربون ودوستان عزیز که این مدت نبودم وجویای احوالم بودن تشکر وقدردانی می کنم 

این چند قطعه عکس جدیدم را تقدیم همتون می کنم ومی بوسمتون

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:33 توسط آکام صفری|


دوستان عزیز سلام

پیشاپیش فررسیدن نوروز باستانی را به همه شما خوبان تبریک عرض می کنیم امیدوارم که سالی پر از موفقیت پیروزی وبهروزی را آغاز کنید و تعطیلات عید به همه شما در کنار خانواده محترمتان خوش بگذره خواهشی که دارم این است که خیلی خیلی مواظب خودتون باشید وحتما قئانین راهنمایی ورانندگی را رعایت کنید وبا سرعت مطمئنا حرکت کنید

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است

واما ما هم تصمیم گرفتیم طبق معمول به کرمانشاه سفر کنیم وتعطیلات را در کنار خانواده باشیم برایمون دعا کنید وضمنا فراموشمون هم نکنید

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:51 توسط آکام صفری|


دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام


به عنوان یک آریایی بد نیست نماد این سین ها را بدانیم...

سنجد سین اول، نماد فرزانگی و زایشدر روایات می خوانیم نخستین خلقت خداوند عقل بوده است. از طرفی در طب قدیم و جدید سنجد به عنوان تقویت عقل و حافظه شناخته شده است. پس سنجد به عنوان نماد خرد و فرزانگی و سنجیده عمل کردن قبل ازهمه سین ها توسط دختران نابالغ که نماد زایش وباروری هستند بر سفره هفت سین می نشیند. البته زرتشتیان آب وتخم مرغ را به عنوان نماد زایش بر سفره می گذارند.

سیب سین دوم، نماد سلامتی همه این جمله را بارها شنیده ایم که هر کس روزی یک سیب بخورد به طبیب نیازی ندارد. سیب کلید راه یابی به شهر سلامتی است. مفهوم آن بر این استوار شده که تن و جان و جامعه انسانی را از گزند و آسیب دور می سازد. سیب را مادر یا پدربزرگ خانواده بر سفره هفت سین می چیند شاید به آن خاطر که همه ما بارها شاهد دلواپسی و نگرانی مادر خانواده برای حفظ سلامتی اعضای خانه بوده ایم.

سبزه سین سوم، یادآور سبزی و نشاطاز سین سوم به بعد بازی قاعده خاصی ندارد و هر کدام از اعضای خانواده می توانند بیاورند و بر سفره بچینند. سبزه نشانه خوش اخلاقی، خرمی و شادی است. اما رنگ سبز و سبزه در سراسر حوزه مدیترانه و یونان رنگ دل دادگی شناخته شده چنانچه در ایران و بسیاری از کشورها رسم است برای مسافران در هنگام بازگشت سبزه می اندازند و به او هدیه می دهند.

سمنو سین چهارم، سمبل قدرتبشر همواره درآرزوی توانمندی بوده است. سمنوغذایی مقوی است که از آرد و گندم تهیه می شود، به آن غذای مرد آفرین می گویند و سرشارازویتامین E و مواد مغذی است و سمنو به عنوان نماینده ای از جهان قدرت بر سفره هفت سین می رود.

سیر سین پنجم، نماد سیری چشم و دلحتما شنیده اید که می گویند: فلانی چشم و دلش سیر است و سیر برای ما بیانگر عدم تجاوز به حقوق دیگران است و به ما متذکر می شود که پایمان را از گلیم خود درازتر نکنیم. اما درآئین زرتشتی سیر و سرکه در سفره هفت سین نماد گندزدایی و دوری از آلودگی است.

سرکه سین ششم، نماد تسلیم و رضااز سرکه در ادبیات و امثال ایرانی در توصیف اضطراب و اشک و گریه استفاده می شود. مانند سیر و سرکه جوشیدن دل. و مولانا از گریه و زاری با عنوان سرکه فشانی یاد می کند. سرکه بر سر سفره ی نوروزی ما را به پذیرش ناملایمات زندگی دعوت می کند.

سماق سین هفتم، سمبل صبرآخرین سینی که به سفره هفت سین می رود سماق سمبل صبر و بردباری است. سماق در ضرب المثل هم آمده و سماق مکیدن حکایت از دعوت کسی به بردباری دارد.

سکه هشتمین سین مدرن سفره هفت سین
سکه جزو هفت سین محسوب می شود اما بشر بعد از ضرب سکه آن را روی سفره برد تا نمادی برای افزایش دارایی باشد.

هفت تا شین در هفت سیندر دوران قبل از اسلام هفت شینی داشته ایم کاملا منطبق با هفت سین امروزی. شیر را مقابل سمنو، شراب را به جای سرکه و شایه را به جای سیب با همان نمادها بر روی سفره چیده اند. تبدیل شین به سین بر می گردد به زبان ایرانی که در بسیاری واژه ها و لهجه های آن شین و سین به یکدیگر قابل تبدیلند. مثل دانش و دانستن. هم چنین هنگام ورود آریایی ها به ایران بسیاری از مردم شمالی در کلمات از شین استفاده می کردند و مردم جنوب ایران همان کلمه را با سین تلفظ می کردند. به همین دلایل شین به تدریج به سین تبدیل شد.
عدد هفت نیز در همه ی ادیان مقدس و معتبر است. خداوند در سوره ی قاف آیه ی 4 درباره ی خلقت جهان به هفت طبقه ی زمین و آسمان اشاره می کند و علاوه بر آن هفت های مقدس دیگری هم مثل هفت بار طواف خانه ی خدا، هفت مرحله ی عشق، هفت روز هفته، عجایب هفتگانه ی جهان و اینکه در هنگام سجده هفت نقطه از بدن روی زمین قرار می گیرد و نقاط مقدس نامیده می شود، اشاره کرد.

***

 در روزگار ساسانیان قابهای منقوش ، زیبا و گرانبهایی از جنس کائولین به ایران آورده می شد که بعدها به نام کشوری که از آن می آمد چینی نامیده شد و در تغییر گویش به صورت “سینی” و نیز در حالت معرب به صورت “صینی” رواج پیدا کرد. چینی یا سینی یعنی منسوب به چین یا سین و نام سین یا چین که در واقع نام سلسله پادشاهی چین است. در ایران برای تمایز بین ظرفهای مختلفی که از چین آورده می شد آن که از جنس فلز بود را سین یا سینی و آن که از جنس کائولین بود را چینی می نامیدند. برای چیدن خوان نوروزی در این دوران از همین ظروف منقش بهره می گرفتند که نوع مرغی آن هنوز در ایران مرسوم است و این ظرفها را پر از نقل و قند و شیرینی می کردند و به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از اردیبهشت ، خرداد ، مرداد، شهریور ، بهمن و اسپندارمذ و خود اهورامزدا بر سر خوانهای نوروزی می گذاشتند و از این رو خوان نوروزی به نام هفت سینی نام گرفت که بعدها با حذف “ی” نسبت همان هفت سین امروزین شد.
اصولا” هفت در فرهنگ و ادبیات ایران عدد مقدسی است و کاربرد آن در هفت خوان رستم ، هفت طبقه آسمان ، هفت مرحله عشق ، هفت اختر ، هفت اقلیم ، و… مشهود است و در ادبیات هم آثار زیادی با هفت آغاز شده همچون هفت اورنگ و یا هفت گنج.
نمادها
آنچه بر سر خوان نوروزی گذارده می شود به غیر از هفت سین آینه و شمعدان و طبعا” شمع های فروزان ، نان ، شراب ، نارنج غوطه ور در آب ، شیرینی ، سکه ، سبزی خوردن ، تخم مرغ رنگ کرده ، ماهی قرمز ، اسفند، و گلدان سمبل است. ابتدا بپردازیم به هفت سین که گفته اند شش نشانه است از برتری اهورامزدا بر اهریمن
سیب : نماد زایندگی و عشق است
سنجد : سنجد میوه درخت کنار است که وقتی بارور می شود و عطر آن در فضا می پیچد تحریک کننده قوای احساسی انسان است و معتقدند که موجب عشق انسانها به یکدیگر می شود. به همین دلیل سنجد هم سمبل عشق است
سرکه : نماد صبر و شکیبایی است
سیر : نماد تندرستی است
سبزه : نماد باروری و نوزایی است
سماق : درباره سماق گفته شده به رنگ خورشید در حال طلوع است و مظهر طلوع و آغاز دوباره است
سمنو : نماد خیر و برکت
سمبل : آب سمبل روشنى دل می باشد که مظهر ایزد بانوى نیرومند آبها اناهیتاى بزرگ مىباشد که مقامى بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد. اناهیتا ایزدبانوى عشق، بارورى، آب، برکتبخشى و پیروزگرى است
آینه : آینه نمادی از به خویشتن نگریستن و به درون نظاره کردن است . دقیقا” آن چیزی که در لحظه سال نو توصیه شده و در آن لحظه بی همتا که گذشته و آینده به هم پیوند می خورد باید نظری کرد به خویشتن خویش
ماهی : نماد زایش، تازگى ، شادابى و تکاپو است
شمع : مظهر فروغ و روشنایی است
سکه : نشان ثروت و دارندگى است
اسپند : به معناى مقدس و نماد دورکنندهى چشم بد است.
شکر و شیرینى : براى شیرینکامى همیشگى افراد خانواده است
نارنج : نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روى آب است. در اسطورهى آفرینش آمده است که پروردگار آب را آفرید و سپس عرش خود را بر آن بنا نهاد
تخم مرغ : نماد آفرینش، نطفه و بارورى است
نان : نشان برکت و رونق روزی است
درباره سفره هفت سین همچنین گفته شده است که سینها نمادی از صداقت ، عدالت و انصاف ، رفتار و کردار و گفتار نیک ، کامیابی و کامیاری ، پرهیزکاری و تقوا ، ادبیت و بخشش هستند
نگاه کن که چگونه طبیعت ناب در این سفره نوروزی خلاصه شده است و آنچه در طبیعت از زیبایی ها وجود دارد مظهری در سفره هفت سین دارد. سفره هفت سین مملو از آرمانها و آرزوهای یک ملت برای بهروزی و سعادتمندی است و در واقع نه تنها یک ملت بلکه در معنای عام بشریت. چرا که اینها مفاهیمی محلی نیستند و به گذشته و حال و آینده انسان و رستگاری ابدی او وابسته اند


نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:8 توسط آکام صفری|


سلام دوستان عزیز وبلاگی باور کنید اندازه تمام دنیا دلمون براتون تنگ شده ولی داشتن بابای اداری ومالی وحسابدار خودش یک معضل ومشکل لاینحله اخر سال مالیه تمام فکر وذکرش شده اداره کوفتی ما که اصلا نمی بینیمش اگه شما ها اونو دیدید ازتون خواهش میکنم کتف بسته به ما تحویلش بدهید ویک جایزه نفیس دریافت کنید(ده میلیون ریال) ضمنا اگر کسی هم فیلم وعکس از اوشون تحویل دهد به اندازه مصرف یکسال از محصولات سک سک جایزه میگیرد.مدیریت وشواری سیاستگذاری وبلاگ آکام امید زندگی از تمامی کارآگاه های خصوصی که توانایی یافتن این نابکار را دارند با حقوق روزانه 500000 ریال همراه با ایاب وذهاب و هزینه اسکان وپذیرایی دعوت به همکاری می نماید.ضمناً استفاده از  تمام رو شها وشیوه های معمول ومرسوم جهت دستگیری این یاغی برای عموم مردم آزاد است –شکستن تمامی استخوانها بغیر از گردن وکمر اوشون آزاد است-شل ومل کردنش با هر وسیله ای از قبل بیل ،کلنگ، دسته طی ،گرز و... آزاد است -میتونید با ماشین با سرعت 55 کیلومتر در ساعت بزنیدش بجای بیمارستان درب منزل تحویل دهید خواهش میکنیم اونو فقط زنده تحویل بدهید

جایزه ویژه:

هر کسی که بتواند از الان تا 72 ساعت قبل از تحویل سال نو بمدت فقط وفقط 4 ساعت این فراری را تحویل ما دهد یک عدد کلیه با گروه خونی abمثبت (کلیه سمت راست بابای فراری) جایزه میگیرد

چنانچه کسی بتواند بیش از 4 ساعت اوشون را تحویل دهد به ازاء هر یک ساعت یکصد هزار تومان جایزه میگیرد.

ضمنا اگر کسی بتواند از ساعت 16 الی 20 تحویلش دهد علاوه بر کلیه سمت راستش میتواند چشم سمت چپش را برای خودش اشانتیون بردارد.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتون هستیم  سال که تحویل بشه خودش میاد خونه میگه از خستگی مردم

پا نوشت: بابایی خیلی خیلی دوستت داریم

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 10:15 توسط آکام صفری|


  یکم اسفند تولد اهوراپسر عمه آکام 

سوم اسفند تولد وفا خانم از دوستان خوب وبلاگی

سی ام اسفند تولد امیر پسر عمه آکام

ای روشنی گسترده ، ای زیبایی محض ، ای آسمان بی کران مهربانی

کلامی می آفرینم تا با تو سخن بگویم

سالروز زمینی شدنت مبارک . . .

نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 12:54 توسط آکام صفری|


لطف کنید دنبال ما بیاید ادامه مطب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 19:25 توسط آکام صفری|


حالا ما خودمان کم حرص میخوردیم که آکام خان در روز 10الی 12 ساعت تلویزیون نگاه میکنه وچکار کنیم شما دوستان خوب هم مشاوره هایی دادید وبکار گرفتیم جدیدا با مشکلی مواجهه شدیم از این قرار

آکام خان هر موقع که خودش از دیدن کارتون خسته میشه تلویزیون را خاموش میکنه وکسی هم حق روشن کردن آنرا نداره ما هم فعلا سکوت اختیار کردیم دیروز گفتمانی بین ما برقرار شد به شرح ذیل:

آکام:بابایی اون تلویزیون کوچیک وکامپیوتر را بفروش بدردم نمیخوره

من: چرا بفروشم

آکام:آخه من نگاهشون نمی کنم

مامان:پسرم تو که نمیزاری ما این یکی را نگاه کنیم اون برای من وباباییه

آکام: مال خودمه خودم پولش را دادم

من:تو پول دادی از کجا آوردی

آکام:از جیبم نگاه کن از این جیبم

من:حالا روشن کن میخواهم نگاه کنم

آکام: مگه نگفتم زیاد نگاه نکنید میسوزه خراب میشه چشتون درد میگیره من برا خودتون میگم

پا نوشت: ما که موفق نشدیم این وروجک را از دیدن کارتون منصرف کنیم حالا شما بگید چکار کنیم؟

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 11:54 توسط آکام صفری|



 
تارا ودینا (دختر عمه های آکام)


دنی(پسر عمو) واهورا(پسر عمه) آکام


روژان(دختر دختر عمه)آکام

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 11:12 توسط آکام صفری|



سایان(دختر عموی آکام)پرانرژی ومهربان

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 10:13 توسط آکام صفری|


دیروز عصر از آکام پرسیدم آکام جان من وبیشتر دوست داری یا مامان آرزورا؟

                    آکام:خودم را


                    بعداز یک کم سکوت همگی زدیم زیر خنده

نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 13:34 توسط آکام صفری|



گور دخمه دكان داود:

در دو كيلومتري جنوب شرق سرپل ذهاب در مسير اسلام آباد غرب (از سمت اسلام آباد غرب اندكي بيش از دو كيلومتر پس از پليس راه سرپل ذهاب)، جاده اي آسفالته به سمت جنوب ميرود كه بهترين نشانه براي آن، تانك منهدم شده عراقي است كه در كنار آن بر روي سكويي قرار گرفته است. ۳۰۰ متر پس از ورود به اين جاده، در سمت چپ و بالاي يك قبرستان، گوردخمه‌اي بر بلنداي صخره خودنمايي ميكند كه در محل به دكان داوود يا كل داوود معروف است. ابن گوردخمه ارتفاعي حدود ۱۲ متر از سطح زمين داشته و دسترسي به آن بدون استفاده از تجهيزات صخره نوردي غير ممكن است.

در جلوي درب ورودي اين گور دخمه، ايواني كه اطراف آن به وسيله قاب هايي تزئين شده، تعبيه گرديده است. بقاياي دو ستون نيز در طرفين درب ورودي آن مشاهده ميگردد كه بدنه ستونها به مرور زمان از بين رفته و در حال حاضر تنها پايه و سرستونهاي آنها باقي مانده است.

در سال ۱۹۷۴، محققي به نام هوبرت فان گال (Hubertus Von Gall) در مقاله اي نقشه و ابعاد دقيقي از اين گوردخمه ارائه كرد. بنا به گفته وي ايوان جلوي دخمه در قسمت جلو ۹.۶۰ و در قسمت عقب ۷.۳۲ متر عرض دارد.ارتفاع اين ايوان ۲.۶۰ از كف و عمق آن در پايين ۱.۹۰ متر ميباشد. در ميان سطح خلفي اين ايوان يك راه ورودي به عرض ۱ و ارتفاع ۱.۵ متر به فضاي اصلي اين دخمه كه اطاقكي به شكل چهارگوش منظم و با ابعاد ۲.۸۳ عرض، ۲.۳۱ طول و سقفي گنبدي با ارتفاع ۲.۱۸ متر راه ميابد. در ديواره هاي اين اطاق، ۵ طاقچه كوچك جهت قرار دادن چراغ روشنايي و يا نذورات تعبيه شده است. همچنين در كف اطاق و در سمت چپ راه ورود، حفره‌اي بيضي شكل شبيه با تابوت به عمق ۰.۷۰ متر جهت قرار دادن جنازه در آن ايجاد شده است.

در رابطه با كاربرد اين دخمه که نمونه اي با شباهت زياد به مقابر پادشاهان هخامنشي در نقش رستم ولي بسيار ساده تر از آنهاست، به نظر ميرسد كه در اواخر دوران ماد يا ابتداي حكومت كورش جهت دفن پادشاهي ساخته شده باشد و با توجه به وجود مقابر كليه پادشاهان هخامنشي در نزديكي تخت جمشيد و پاسارگاد، اين دخمه احتمالا مربوط به يكي از شاهان مادي و آخرين آنها، آژيدهاك (Azhidahac در زبان پارسی)، آستياك (Astiac در زبان يوناني) و يا ضحاك (در زبان عربی)،‌ پدر بزرگ مادري كوروش هخامنشي ميباشد كه پس از مرگش جنازه او را در اين دخمه قرار ميدهند.

۸ متر پايين تر از اين ايوان پيكره موبدي كه شاخه برسمي (شاخه بريدة انار يا گز كه مؤبدان زرتشتي به هنگام نيايش در دست مي‌گرفتند) در دست داشته و درحال دعا كردن ميباشد به ارتفاع ۱.۵۰ و عرض ۰.۹۰ متر حك شده است. نگاهي دقيق به اين نقش مبين آن است كه پيكره اين مرد بر روي نقش برجسته و يا صفحه تراشيده بزرگتري كه پيش از آن ساخته شده تراشيده شده است. در داخل قاب جديد مردي به حالت تمام قد با صورتي نيم رخ حجاري شده است. اين شخص لباس بلندي برتن و كلاهي از موي مصنوعي بر سر گذاشته كه قسمت پشت گردن و گوش هاي او را پوشانده است . همچنين در يك دست او برسمي ديده مي‌شود و دست ديگر را به حالت نيايش به طرف بالا نگه داشته است .

مدل موي اين موبد شبيه به نقش هاي ديده شده بر روي سكه هاي يوناني اوليه بوده و به احتمال قوي پس از حمله اسكندر به ايران و در زمان حكومت سلوكيان ايجاد شده است.

لازم به ذکر است عده اي از پيروان اهل حق در منطقه‌، اين مكان را به داوود يكي از ۷ شخصيت معنوي گروه مذهبي اهل حق نسبت داده و در زمانهايي خاص مراسم ديني خود را در انجا برگذار ميكنند كه به نظر ميرسد نامگذاری اين دخمه به دكان داوود نيز به همين علت ميباشد.منبع:وبلاگ اختصاصی دکترنادر چقاجردی(نادرالحکمادواساز)


نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 13:57 توسط آکام صفری|



اکام به اتفاق این چند شیطون کوچولو حسابی آتیش سوزاندند
به ترتیب:آکام-دینا-روژان-تارا-اهورا

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 13:36 توسط آکام صفری|



نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 10:16 توسط آکام صفری|




این تصاویر کاملا واقعی است وتوسط بابا ستار در خانه کاکه(پدربزرگم)شکار شده است


نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 9:38 توسط آکام صفری|


دوستان خوب سلام این مدتی که ما نبودیم خیلی خیلی به ما لطف داشتید همه کامنت های شما عزیزان را تایید کردم وسعی می کنم در اسرع وقت لطف ومحبت شما را جبران کنم ما به سلامتی برگشتیم

نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 7:38 توسط آکام صفری|


دوستان عزیز با خبر شدیم گیلدا ی عزیز در بیمارستان بستریست نگران نباشید عمل راحتیه ولی تقاضا داریم برای سلامتی این عزیز دعا کنید

گیلدا دوست عزیز ما هر روز دستان کوچیک دعامون را به سوی مهربانترین مهربانان بالا می بریم وبرای سلامتیت دعا میکنیم باشد که هر چه زودتر از بستر بیماری برخیزی وبه جمع ما بپیوندی منتظریم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:4 توسط آکام صفری|



دختر عمه ای آکام

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 12:48 توسط آکام صفری|


 

 
قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برایمان بمان و بدان که عاشقانه دوستت داریم.
تولدت مبارك پسر عزیز ما

در 23 بهمن 1387 دنيا صداي گريه کودکي را شنيد
که امروز تنها بهانه براي خنديدن ما است . . .
امروز را با هم لبخند ميزنيم ... تولدت مبارک . .

دقیقاً 0روز دیگرسالروزتولد یگانه پسردلبندمون آکام است

(مامان آرزو وباباستار)

روز موعود رسید 


نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 11:26 توسط آکام صفری|


سلام به همه دوستان وبلاگی از همه عزیزانی که این مدت نبودم وما را مورد لطف قراردادند ممنونم دیروز صبح بر اساس قانون نانوشته ای که در منزل ما ساری وجاری است  من ومامان آرزو به مدت ده روز طول سفر را تمدید کردیم تا اینجا بیشتر بهمون خوش بگذره ویا به قول بابا ستار بیشتر آتیش بسوزانیم دیروز که بابایی میخواست برگرده یهو با تصمیم ناگهانی ما برای موندن مواجه شد بابایی بعد از کمی فکر کردن گفت: یک کارمند یا یک سرباز وظیفه در ماه 2.5 روز مرخصی استحقاقی دارد که جمعاً در طول سال میشود سی روز واستفاده تمام وکمال از این مرخصی منوط به موافقت رئیس وبا شرط معرفی جایگزین وهزار چیز دیگر است چطوریه شما سر خود وبدون هماهنگی قبلی اون هم 10 روز مرخصی را تمدید می کنید ناگفته نماند که ما از اول سال تا کنون 43 روز مرخصی رفته ایم واین رقم علاوه مسافرت به (شمال، اصفهان ،همدان وکرج) است البته بابایی ناچار به پذیرفتن شد وساعت 11 راهی شد امیدوارم بابایی از دست ما ناراحت نشده باشه وتنهایی بهش خوش بگذره ما که اینجا پیش اقوامیم وکیف می کنیم وموقع برگشت حتما آپ میکنم ببخشید تو را خدا ما را -راستی کاریم نکنید که بابایی ما را تحریم کنه

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 12:54 توسط آکام صفری|


دوستان عزیز سلام

چند وقتی بود که به مسافرت نرفته بودیم وواقعا دلتنگ اقوام وفامیل شده ایم برآن شدیم که فردا سه شنبه بار سفر را ببندیم برویم بسوی زادگاهمون کرمانشاه-شهر کرند غرب وسرپل ذهاب وتا شنبه بمانیم آکام کلی ذوق زده شده وهمش میگه بابایی کی راه میافتیم کی میریم پیش آیدا-صدف-سایان -اهورا-عرفان وکاکه ها (منظور پدربزرگ هاش)وداداها(منظور مادر بزرگ هاش)- دیروز میگفت بابایی بریم تو زمینهای کشاورزی من هم بهش قول دادم همه جا ببرمش به هر حال چند روزی نیستیم وامیدوارم با خبرها وعکسهای خوبی از اکام برگردیم محتاج به دعاهای قشنگ شما دوستان هستیم.

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 18:2 توسط آکام صفری|







این تصاویر کاملاً واقعی است وهمین امروز صبح توسط بابای آکام شکار شده است.

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 7:38 توسط آکام صفری|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت